[:heart: Sticker]
خوبین؟
[:rose: Sticker]
منم خوووبم.
[:laughing: Sticker]
ای جووون. امروز گلای من رفتن کلاس اول و پیش دبستانی.
[:relieved: Sticker]
[:laughing: Sticker]
فداشون بشه آجی ترانه شون که انقدر گلن.
:kissing_heart::kissing_heart::kissing_heart::kissing_heart:
انقدر شما ها واسه مدرسه رفتن شوق داشتین که منم به پاتون ذوق مرگولیده بودم چجووووور!!!!!! خخخ.
[:bouquet: Sticker]
[:bouquet: Sticker]
[:hibiscus: Sticker]
[:pray: Sticker]
[:pray: Sticker]
خوشگلای من. دوستون دارم نازنازی های آجی.
[:couple_with_heart: Sticker]
[:bouquet: Sticker]
[:bouquet: Sticker]
[:heart: Sticker]
عشقای آجیین شما هااا.
[:rose: Sticker]
[:rose: Sticker]
[:couple_with_heart: Sticker]
[:heart: Sticker]
[:pray: Sticker]
نفسای من، بی اندازه هم منتظر اومدن نی نیامونین شماها.
[:bouquet: Sticker]
[:bouquet: Sticker]
فداتون بشه آجی ترانه. بس که نانازین شما ها.
[:blossom: Sticker]
[:bouquet: Sticker]
[:pray: Sticker]
[:couple_with_heart: Sticker]
[:heart: Sticker]
[:heart: Sticker]
[:rose: Sticker]
[:bouquet: Sticker]
وقتی که صبح با بابا رضا می خواستیم ببریمتون مدرسه یه منظره دیدنیی تو خونمون به وجود اومده بود که نگووو. فدای آجی مهربونم بشم. طراوت خانومو می گم.
[:kiss: Sticker]
[:bouquet: Sticker]
[:bouquet: Sticker]
اخه محمد عسلم واسه این که می خواست برای اولین بار از مامان نازی خوشگلمون جدا بشه نالاحت بود و گریه می کرد. الهیی اجیت فدات شه محمدم.
[:pray: Sticker]
[:pray: Sticker]
اما طراوت عسلم عین یه خواهر فوق العاده مهربووون وقتی دید تو گریه می کنی اومد بغلت کرد و کلی نازت کرد و گفت: داداشی گریه نکن باهم زودی برمی گردیم پیش مامان نازی. و تورو اروم کرد. الهییی آجی ترانه فدات شه طراوتم.
[:clap: Sticker]
[:pray: Sticker]
[:raising_hand: Sticker]
[:bouquet: Sticker]
[:rose: Sticker]
حالا پیش خودتون می گین: ایششش آجی اینقدر استیکر نفرست برامون. خخخ. ولی مگه آجی ترانه می تونه بیخیال شماها بشه؟ هااان؟
[:cherry_blossom: Sticker]
[:hibiscus: Sticker]
[:rose: Sticker]
وای راستی یادم رفته بود که بهتون بگم احتمالا نی نیامون سه قلوان. و برای همینم مامان نازی امروز نتونست با ما بیاد و شماهارو من و بابا رضا بردیم مدرسه هاتون. یعنی من با طراوت عسلم رفتم و محمد نانازمونم با باباجون. ولی هورااا. من که از سه قلو بودن گوگولیامون فوق العاده خوووشحااالم.
[:rose: Sticker]
[:rose: Sticker]
[:rose: Sticker]
[:rose: Sticker]
[:rose: Sticker]
[:rose: Sticker]
[:hibiscus: Sticker]
وااای. وقتی عشقای من فهمیدن که کوشولو های مامان نازی سه تان یه ذوقیی کردن که نگووو. همچین پریدن بالا و پایین که... الهییی آجی ترانه قوبون این شیطنتاتون بشههه.
[:rose: Sticker]
[:rose: Sticker]
[:rose: Sticker]
خب دوستای گلم ما دیگه بریم. ببخشید که یکمی دیر اومدیم. چون داشتیم اخبار جوانه ها رو نگاه می کردیم. اما قول می دیم که بازم بیایم.
پس بای تا بعد.
:grinning::grinning::grinning::grinning: