
امروز صبح که از خواب بیدار شدم، دیدم که عروسکم یه چشمی شده. همه جا رو گشتم؛ ولی چشمش رو پیدا نکردم. یک تکه آدامس به جای چشمش چسباندم و روی آن رو با خودکار آبی یک دایره کشیدم.من وسط لب های عروسکم را سوراخ کرده ام و همیشه از اونجا توی شکمش غذا می ریزم. بعد هم یک پایش را در می آورم و غذاها از آن بیرون می ریزد. دیروز پول مدادم را دادم یک پاکت کوچک ارزن خریدم. ناف عروسکم را سوراخ می کنم؛ ارزن ها را توی...
ادامه مطلب
سلللام دوستان گلم.xa0xa0چطورین خوبین؟xa0xa0ما هم عاااالییییی هستیم.xa0xa0xa0خب امروز اومدم با یه کتاب کهxa0تازگیا واسه طراوت و محمد خوندمش وxa0چون اونام ازش خییییلی خوششون اومد گفتم بیام وxa0تایپ شده این کتابو هم توی وبلاگشون بزارم تا یادگاری بمونه تا وقتی بزرگ شدن ببیننش.xa0درسته که این کتاب خیییییلییییی قدیمیه ولی خییییییلیییییی قشنگه.xa0xa0xa0اسمش: من و خارپشت و عروسکم ِ.xa0xa0نویسنده ش: ر. دهگان.xa0xa0در مورد یه دختر بچه فوق العادهxa0شیطووونه که ناخواسته خرابکاری هایی می کنه که باعث تنبیه شد...
ادامه مطلب
سلوووم دوستای گلم.xa0xa0چطورین؟xa0xa0مام خوبیم.xa0xa0خیلی دلم واسه وبلاگ طراوت و محمد تنگ شده بود اینه که امروز اومدم تا وبلاگشونو آپ کنم.xa0xa0برین ادامه مطلب که چندین تاxa0داستان فوق العاده که تا حالا از اینترنتxa0جستجو کردم و پیداشون کردم و توی گوشیم ذخیره ش کردمxa0در انتظارتونه.xa0xa0وقتی خودمم میxa0خوندمشون خیلی کیف می کردم.xa0xa0شما هام برین و بخونینشون.xa0xa0پس بای تا فرصت بعدی. ...
ادامه مطلب